خرید بک لینک
IMG_3725http://zibasaz.persiangig.com/pic/bism/3.gif

تاذره ای ازسرخفی گشت جلی دیدند درآن آئینه،عشق ازلی

نه دوست که بل زاده بوسفیان گفت مادرنه بزادست ونه زاید چوعلی

*************************************

گرچه جبرئیلت لافتی گفت فزونترازبرایت مصطفی گفت

بودمبغوض درگاه خداوند هرآنکس شکوه ای ازمرتضی گفت

***********************************

مرامهرعلی،محراب عشق است ازاین رودرتب وتاب عشق است

محمد،خویشتن خورشید راه است به فرمود!علیمهتاب عشق است

***********************************

توجلوه ی نورذات سرمدهستی تکمیل نبوت محمدهستی

تاگفت نبی علی نفس،یعنی درجسم دگرفروغ احمدهستی

*************************************

"مهرنوش"مرامهرعلی آئین است آذین زحسینم دل"مهرآذین"است

یارب به فروزان به دل"مهرافروز" مهررخ مهدی که پناه دین است

************************************

آنجا که حلاوت علی جاری بود دستان سخاوت علی جاری بود

دیدم زدل تیره ی این قوم هنوز زهری زاداوتبه علی جاری بود

**********************************

جبرئیل نوای عشق برلی دارد آوای به سوی دوست"فارغب"دارد

پیغمبرما کنارآن برکه ی نور فرمان"اذافرغت فانصب"دارد

**********************************

من دردی صدغدیردرخم دارم فرزانه ترین نگار،درقم دارم

این گوراشک عاشقانه،بینی! ازنیم نگاه مه هشتم دارم

*********************************

اشعاردکتربهمن مرادیفرعیدغدیر1396-کرمانشاه

برچسب: اشعاری,دیگرازسروده,استاددکتربهمن,مرادیفر, نویسنده: ابوالفضل اسدیان تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:59

صفحه بندی